خوش آمدید

روزبخیر _________________ از آرشیو(بایگانی) هم دیدن کنید.

۱۳۸۷ خرداد ۱۲, یکشنبه

زندگی نامه زنده یاد محمد دانشمند


محمد دانشمند یکی از چهره های پر افتخار و فراموش ناشدنی سورو، بندرعباس و استان هرمزگان است که آوازه شخصیت شگفت انگیزش امروزه به عنوان نمونه کم نظیر بزرگواری و بخشش و ایثار ، زبانزد خاص و عام است او در سال 1286 هجری شمسی پا به عرصه گیتی نهاد ودیر زمانی از زند گیش نگذشته بود که روزگار ستمکار بار سنگین مرگ پدر و مادر بر دوشش گذاشت واونیز که علیرغم این ضربه هولناک به حکم بازیگوشی کودکانه و انگونه که خود گفته است بی خبر از بی رحمی زمانه ،با دوستان و همسن و سالانش به شیطنت و تیله بازی دلخوش داشت ،ناگهان با سرزنش تلخ و گزنده مادر بزرگ خردمندش که او رااز این همه بی خیالی شرمنده می سازد روبه رو می شودبه گونه ای که بی درنگ ترک شهر و د یار کرده تا نان اور خانه ای باشد که از ان پس او دیگر نه کودک که مرد ان به شمار می رفت وشاید ان نیش دردناک عقربی که در همان سفر اول به بندر لنگه او راسخت گزید ،نمادی از ان سخن سرنوشت ساز مادر بزرگ دانایش بود که مسیر زندگیش رابه کلی دگرگون ساخت گویی انسان گاه نیاز به تلنگر ویا نیشی گزنده دارد تا به خود آید.

سال ها بعد ان پسر بچه یتیم که کارش با خریدوفروش مقداری چای اغاز کرده بود ،یکی از توانمند ترین مردان ایران شد به گونه ای که به ثروت افسانه ای دست یافت اما این توانگری مانع از ان نشد که او انسانیت و فرهنگ و معرفت را به فراموشی بسپارد و علیرغم ان که خودش شخصآ تحصیلات منظمی نداشت اما از فرط عشقش به علم ودانش نام زیبای دانشمند برای خود بر گزید نامی که شاید تا به ان روز هرگز به عنوان مشخصه خانوادگی مورد استفاده قرار نگرفته بود .همین عشقش به تعلیم وتربیت بود که در سال های سخت و فلاکت بار پس از جنگ جهانی دوم او را واداشت که تاجران وبازرگانان بندرعباس راگرد هم اورد وبه ان یاداوری کند که ما باید برای این مردم درد مند کاری بکنیم و دریغا که او دراین راه تنها ماند و یک تنه و استوار به کار تاسیس و ساختن مدرسه دخترانه وهنرستان پسرانه مجهز به کارگاه نجاری وپارچه بافی در سورو پرداخت اقدامی که خاطره دل انگیزش هنوز که هنوز است نوازش بخش خاطر مردم سورو و بندرعباس است.
محمد دانشمند دلباخته ایران بود به ایرانی بودن ،ملیت وفرهنگ سرزمینش سخت می بالید او ازیاران دکتر مصدق بود ودر ملی شدن صنعت نفت از جمله بازرگانانی بود که دولت مصدق را یاری رساند تا رویای استقلال وحفظ منابع ملی ایران تحقق یابد اما افسوس ... همچون بسیاری از میهن پرستان ،اونیز باید تاوان سنگینی می پرداخت .در طول یک سالی که برای معالجه به خارج ایران رفته بود ونظارت کمتری بر کارهای تجارتخانه اش داشت ،طومار زندگی اقتصادیش در هم پیچیده شد .افسانه ثروت محمد دانشمند به پایان رسید اما اسطوره ایثارش لحظه ای از تکرار باز نماند .با وجود همه گرفتاری ها واوارگی ها ،هرگز دست از کمک ویاری رساندن به نیازمندان بر نداشت وتا لحظه ای که زنده بود به این سنت دیرینه اش وفادار ماند شاید آخرین و بزرگترین ارزویش که حتی در واپسین روزهای حیاتش در سال 13۵۴ آن را بر زبان می اورد ،تآسیس دانشگاهی در استان هرمزگان بود .
شرح احوالات شخصیتی همچون محمد دانشمند در این مختصر نمی گنجد.جنبه های گوناگون و جزییات و دقایق زندگی چنین مرد خود ساخته و بی همتایی،نیازمند بررسی وپژوهشی تاریخی و اجتماعی ورونشناختی است که امید است در اینده نزدیک به انجام برسد.

هیچ نظری موجود نیست: